كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

51

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

و تشبيبات و مقدمات كه پيش از اين به ريختن خون جگر و پختن سودا و گداختن سويدا خامهء عنبرين شمامه سواد كرده بود و در تحرير آن سياهى ديده سفيد گشته و بياض دل سياه شده مرتب ساخت و ديباچه‌اى زيباتر از ديبا بيار است و هر چند خواست كه رخسار آن چون عذار عقل و روح از زلف و خال خيال خالى باشد ليكن هرجا نقشى باريكتر از موى در سر قلم سخنگوى آمد و دقت زيادت شد و مأمول از مشترى رايانى كه ضماير نورانى به انوار معانى روشن دارند آن‌كه صورت زلف و خال خيال در نظر نيارند و آفتاب عبارت در حضرتشان به طلعتى برآيد كه ستاره صفت با فروغ آن نتابد و نپايد . مصرع جائى كه آفتاب برآيد ستاره چيست تطويل ديباچه اگر از عمر دراز خوشتر آيد ، اما درازاى عمر نيز چندان نمىبايد كه از زيستن ملالت افزايد . مصرع عمر آن به كه درازى به ملالت نكشد . و چون طباع اهل بلاغ و اطلاع به علم تاريخ مايل است ، خاصه وقايعى كه قريب العهد وقوع يافته و انوار التفات فضلاى روزگار هنوز بر آن نتافته ، اكابر انام و صناديد ايام و اعاظم امصار و اكارم اعصار ميل اين مؤلف نمودند ، به نقل و تحويل آن رغبت فرمود و بر ديگران فايق و بر همگان سابق « 1 » ، جناب فضيلت‌مآب و سيادت انتساب ، معز الملة والدين مولانا شيخ حسين مد ظله العالى حسن اهتمام در اتمام آن بذل نمود و به ترتيب و تهذيب آن التفات فرمود و چون زيادت از سى سال با « 2 » جناب ستوده خصال ، كمال اخلاص به جمال اختصاص آراسته بود ، قلم تصحيح در رقم توضيح و تنقيح سعى بليغ صرف نمود . اميد به كرم الهى آن است كه نسيم عنايت پرده از چهرهء

--> ( 1 ) . ف : شايق ( 2 ) . ف : سى سال از